الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)
14
تفسير مجمع البيان (فارسى)
- سه چيز از او بپرسيد . اگر جواب داد ، فرستادهء خداست و اگر جواب نداد ، دروغگوست و هر تصميمى داريد ، در بارهاش بگيريد : 1 - در بارهء جوانانى كه در روزگار پيشين از شهر خارج شدند ، از او بپرسيد كه سرگذشت آنها چيست و چه شدند ؟ زيرا آنها را داستانى عجيب است . 2 - از وى در بارهء مردى كه سياحت مىكند و مشرق و مغرب زمين را زير پا گذاشته ، سؤال كنيد كه او كيست و چه مىكند ؟ 3 - از او در بارهء روح سؤال كنيد . بروايتى ديگر گفتند : اگر دو تاى اول را پاسخ داد سومى را پاسخ نداد ، بدانيد كه پيامبر است . آنها به مكه برگشته ، گفتند : - اكنون دلائلى در دست داريم كه كار شما و محمد را يكسره خواهد كرد . سپس گفتار بزرگان يهود را به اطلاع آنها رسانيده ، همگى به خدمت پيامبر گرامى اسلام شتافتند و مطالب فوق را از او سؤال كردند . فرمود : - فردا پاسخ سؤالات را به شما مىدهم . اما « انشاء اللَّه » بر زبان نياورد . پانزده شب گذشت و از طرف خداوند ، وحى نازل نشد و جبرئيل هم نزد او نيامد . در اين مدت ، در مكه طوفانى برپا شده بود و گفتگوهاى بسيارى جريان داشت ، پيامبر از گفتگوهاى مردم ، ناراحت شد . در اين وقت ، جبرئيل از جانب خداوند نازل شد و سورهء كهف را آورد . در اين سوره داستان اصحاب كهف و مرد جهانگرد ، ذكر شده است . آيهء « يَسْئَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ . . . » هم پاسخ سؤال سوم بود . ابن اسحاق گويد : پيامبر به جبرئيل فرمود : - دير كردى ! جبرئيل گفت : « وَ ما نَتَنَزَّلُ إِلَّا بِأَمْرِ رَبِّكَ لَهُ ما بَيْنَ أَيْدِينا . . . » ( مريم 64 : ما جز به فرمان